سرم گیج میره.
این چه وضعیه؟ چرا همه جا شلوغه؟ چرا همه خونه رو بهم ریختید؟ چرا همه جا رو کثیف کردید؟
این عکس گرفتنهای چپ اندر قیچی تون برای چیه؟ سرم گیج می ره. چرا این وسط گرفتی خوابیدی؟ اینم مدل جدید فیلسوف بازیته؟ فیگور جدید به عالم و آدم بی محلی کردن؟
- این دوتا رو می بینی؟
- آره.
- بقول لورا اینها آخرش عاقبت بخیر می شن.
- (گاز نگیر. به خودت مسلط باش. بحثو عوض کن) پسره استاده مثل اینکه. نه؟
- آره. دختره هم دانشکده پزشکیه. بنظر میاد البته (لبخند ملیح) دختر بیشتر مایله تا پسره.
- (گاز نگیر. لبخند بزن) (لبخند)
- لورا می گه دختره خوشگله. من بنظرم قشنگ نمی یاد.
- نه بد نیست قیافش.
33 سالته. یک سوال دارم. دقیقا قراره تا چه سنی همینطور خاله زنک باقی بمونی؟ لابد تقصیر لوراست و گرنه تو که بی اعتنایی و روشنفکری از سر و روت می باره.
- تو فلانی دوست من رو از کجا با این مشخصات دقیق می شناسی؟
- خب من هر اسم ایرانی ای ببینم گوگل می کنم.
- چه طوری اسمها رو پیدا می کنی؟
- خب مثلا اینو توی فیس بوک دیدم. روی وال فلانی پیغام گذاشته بود.
- بعد رفتی گوگلش کردی؟
- آره.
- انوقت چرا اینکارو می کنی؟
- (خیلی جدی) خب من فضولم.
تفنگ دسته نقرمو فروختم ….. واسه یارم قبای خرقه دوختم …. نوارم کجاست؟ چرا من ضبط صوت ندارم؟
- خوبی؟
- این چی بود؟ سرگیجه دارم.
- بیا یک چیزی بخور. شکمت خالیه.
- نه خوبم.
- نه بیا یک کم همبرگر بخور.
من از سگ می ترسم. فرقی نمی کنه خوشگل باشه یا زشت، پشمالوی گوگولی یا دوبرمن. از کولی بازی هم خجالت نمی کشم. طرف من نیاریدش!
- اینی که گیتار میزنه پسرخاله رعناست؟
- نمی دونم والا ما رعنا رو هر دفعه داریم با یک آدم جدید می بینیم، من نمی پرسم.
- معذرت می خوام ولی این چه طرز حرف زدنه؟
- چی گفتم مگه؟
- گفتی که هردفعه داریم با یک آدم جدید می بینیمش. مثلا این چه لزومی به گفتن داشت؟ من یک کلمه پرسیدم این گیتاریه کیه.
- خوب منم داشتم تعریف می کردم. خواستم بگم رعنا خیلی اجتماعی و محبوب ه که هر دفعه با یک آدم جدید می آد.
- ولی با لحن تعریف نگفتی! می خوای تعریف کنی درست تعریف کن! با لحن تحقیر و قضاوت گفتی.
- بابا شوخی کردم.
- اصلا شوخی خوبی نبود.
- خب من فهمیدم با تو نباید شوخی کنم. بهت بر می خوره.
- من اتفاقا هیچ چیزی بهم بر نمی خوره.
- خب اینجوریم خیلی بده.
- ولی خب همینم دیگه.
- ولی منم شوخی می کردم می خوای از فلانی بپرسیم این جمله یعنی چی؟
- ببین خودت فهمیدی من چی گفتم. دیگه ادامه نده.
برای من افه آدم فهمیده نذار دیگه! حساب کار فکر می کنم دستت اومده. همه تون سرو ته یک کرباسین. چرا من باید به همه درس ادب بدم؟ چرا خوشم نمی آد؟ چرا عصبانی می شم؟ چرا رم می کنم هر وقت یکی در مورد دیگران حرفی می زنه؟
اینو من شنیدم. وااااای هزار بار شنیدم. چرا نمی دونم کی خونده؟
بوی سیگارت خفه ام کرد.
- دوستت چرا نیومد؟
- نیومد دیگه.
- حالش که از اون شب به بعد بهم نخورده؟
- نه خوبه مرسی.
- (لبخند ملیح)
چرا این آهنگه یادم نمی یاد؟ چرا این آشفتگی رو نمی فهمم؟ چرا آنقدر سیگار می کشی؟ فایده این دور هم جمع شدنهای این شکلی چیه؟ چرا دوستت دارم؟
- خب چه خبر بود؟
- هیچی.
- کیا بودن؟
- فلانی و بیساری و بهمانی و ……
- اوه اوه اوه. خب فلانی چی می گفت؟
- هیچی. مست بود و همش سیگار می کشید.
- اینام قاطی کردن ها.
- چه می دونم والا.
- آخه نمیشه که. آدمِ بدون مشکل که آنقدر مست نمی کنه و سیگار نمی کشه.
- همشون همین بودن.
- خب همشون مشکل دارن.
- (سکوت)
کوروش یغماییه دیگه! صدای پسرشو شنیدی؟ مو نمی زنه با خودش! خودش که مرده. نه بابا کجا مرده، ایرانه. داره کار می کنه.
- امروز استادمون توی میتینگ شاکی شد که چرا شماها خوب کار نمی کنید. بعد گفت این دختره رو دیدید؟ دیدید چه عالی کار کرده بود؟ یک دختر همه کارش و ایده اش مال خودش بود و همه فاندش رو هم خودش در آورده بود. آنوقت شماها هیچ کاری نمی کنید. بعد فو برگشت گفت we are not as good کامل هم نکرد جمله اشو. بعد استادم گفت یعنی چی؟ what the fuck are you doing? !
- جدا همینجوری گفت؟ همینو گفت دقیقا؟
- همین جمله رو کامل گفت.
- استادت دیوونه س.
واااای با اون چرا حرف می زنی؟ جون من با هرکی می خوای حرف بزن با اون نه. چی داری بهش می گی؟ چرا رفتید بیرون؟ چرا ناراحت شدم یکهو؟ چرا یاد کارم افتادم؟ چرا بلند نشدم جام و تعارف کنم به این خانم؟ چرا از همه خداحافظی نکردم درست؟ چرا یکهو بهم ریختم؟
- خوبی؟
- آره.
جونیم رفت و صدام رفته دیگه … گل یخ توی دلم جوونه کرده …
سرم حالا درد می کنه. فردا باید خورش کرفس درست کنم.