وااااااااااااااااااااااااای من دارم سگ کشی می بینم.
وااااااااااااااااااااااااای چرا انقدر فیلم بدی شده؟ دفعه اول بخدا اینطوری نبووووووووووود.
وااااااااااااااااااااااااای چقدر مژده شمسایی بد بازی می کنه. وااااااااااااااااااااااااای چقدر میمیکهاش مصنوعی و لوسه.
وااااااااااااااااااااااااای چقدر دیالوگها بده. وااااااااااااااااااااااااای آخه آدم به شوهرش میگه ناصر معاصر؟ آدم انقدر با خودش در حضور دیگران حرف می زنه؟ آدم انقدر به دیوار نگاه می کنه با کسی حرف می زنه؟
وااااااااااااااااااااااااای انگار که از یکی از قصه های آگاتا کریستی رو ایرانیزه کرده باشی بعد از روش تئاتر بسازی. ملغمه خیلی بی ربطیه.
وااااااااااااااااااااااااای آخه این لوکیشنهای مسخره رو از کجا گیر آوردن؟
وااااااااااااااااااااااااای چقدر قصه بده. آخه آدمها انقدر سیاه و سفید؟
البته درک می کنم چرا خوشم اومده بود ازش. قصه جدیده. پر از توطئه است. هیجان انگیزه. ولی دیگه خیلی سوررئاله. شورش در اومده.
ساختش هم بده. پر از نماده، مثل یک تئاتر اغراق شده. پر از آدمهای مصنوعی پر از فیگور.
البته هنوز یک چیز داره که اکثر فیلمهای ایرانی ندارنش: خلاقیت!
بعد از عمری فیلم خوب و بد دیدن، احساس می کنم کلا فیلمهای ایرانی یک سر و گردن پایین تر از فیلمهای آمریکایی هستند (اصلا به فیلمهای اروپایی و مستقل کاری ندارم). چه از نظر موضوع، چه ساخت. در حالیکه بنظرم میاد سازنده ها در مقایسه با همتایان! آمریکاییشون آدمهای باهوشترین. شاید همین که فضا نیست، دست و بالشونو می بنده.
راستی یک فیلم خیلی خوب ایرانی مدتی پیش دیدم: چه کسی امیر را کشت.


