واااای خدا جون!
ممنون از اینکه توی زندگی من هستی. ممنون از اینکه همین اطراف راه می ری و مواظب منی. ممنون از اینکه با من حرف می زنی. ممنون از اینکه حواست هست به من و کارهام و حال و روزم. ممنون از اینکه می ذاری توی خوشیهام یادم باشه که تو هستی.
فکر نکنم هیچ وقت، هیچ کس، با هیچ منطقی بتونه به من ثابت کنه که تو وجود نداری، اونقدر که زنده و آروم ته ته ته دل من خودتو جا کردی. نقل امروز و دیروز هم نیست. از همون گذشته های دور همیشه بودی. هیچ وقت هم اینطوری نبود که من ازت هی چیزی بخوام. فقط دلم خوش بوده به اینکه هستی. به اینکه منو ول نمی کنی و ازم مراقب می کنی.
مهم نیست که کی چی فکر کنه، مهم نیست که شکل تو برای من با شکلت برای دیگران فرق کنه، مهم نیست که این حرفها چقدر احمقانه یا عارفانه بنظرم برسه، مهم اینه که من حضور تورو احساس می کنم و رابطه ام رو با تو دوست دارم، همونطور که رابطه امو با همه کسانی که برام عزیزن دوست دارم.
دوباره مرسی فقط از اینکه هستی برای من. نمی دونی چه حالی دارم الان.
باز هم باش.


