- سلام J
- سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااامJ چطوری؟
- خوبمJ. تو چطوری؟
- منم خوبم. وااااااااااااااای نمی دونی امروز چه اتفاقایی افتاده.
- چی شده؟
- بگو کی زنگ زد؟ همش گفتم کاش ما دیشب حرف کس دیگه رو زده بودیم. فلانی!!! باورت میشه؟ زنگ زده حال و احوال و چطوری و کی برمی گردی. همش گفتم مهرنوش کجایی! یعنی فقط باید می بودی. تازه می خواستم تولدت دعوتش کنم:))). بعد رفتم فلان جا، چیزی بخرم همش یاد تو بودم سر فلان خرید اوندفعه. هی همش گفتم اگر مهرنوش اینجا بود اینکارو می کرد. واااای من هلاک توام اون موقع یادته چی گفتی سر فلان موضوع؟؟ بعدش می دونی چی شد؟ گفته بودی فلان چیز فلان طور میشه، دقیقا همونطوری شد، مرده بودم از خنده. یعنی تمام مدت یاد تو بودم. امروز همکارم اومد افاضات اضافی کنه همش پز تورو میدادم بهش. وااااااای اگر تو بودی امشب با هم می رفتیم فلان جا. با این همکارام اصلا حال نمیده. حالا زنگ زدم به فلانی میگه اینکارو بکن میگم نه من و مهرنوش قراره یک کار دیگه بکنیم. یعنی مُردتم! همش یادم می افته اون روز دیگه خیلی شاکی شدی با شاهرخ دعوا کردی از خنده می میرم ها! هی هرجا می رم میگم اِه اینجا با مهرنوش اومدیم چقدر خوش گذشت …….. خب تو چه خبر؟
- من؟ خبر سلامتی. فلانی و بیساری بهت سلام رسوندند.
- اِه؟ سلام برسون بهشون. خب تعریف کن دیگه چه خبرها؟
- دیگه اینکه فردا شب دوباره دارم با این رفقات می رم سینما.
- کاری نداری؟ خداحافظ!
))))))
دوست هم دوستهای قدیم!
الهی قربونت برم که نه تو کوتاه بیایی نه من. حداقل بذار عرق این کمپلیمانهای که میدی خشک شه بابا جان!


