تو جمع جلوی کلی آدم برگشت گفت: “اتفاقا این چیزیه که من از مهرنوش یاد گرفتم. که آدمها با هم فرق دارن و نمیشه همه شونو با یک مدل ساده تعریف کرد.”
همین!
ولی من مثل یک بچه دبیرستانی از ته دل ذوق کردم.
برداشتهای آزاد و بی واسطه از هر آن چه حس می کنم، می بینم یا خیال می کنم
تو جمع جلوی کلی آدم برگشت گفت: “اتفاقا این چیزیه که من از مهرنوش یاد گرفتم. که آدمها با هم فرق دارن و نمیشه همه شونو با یک مدل ساده تعریف کرد.”
همین!
ولی من مثل یک بچه دبیرستانی از ته دل ذوق کردم.