چهار نورو کمیکال neurochemical روی مود تاثیر دارند: سروتونین، اپی نفرین، دوپامین و اندورفین.
سروتونین مود را بهبود می بخشد، احساس ارضاشدگی را افزایش می دهد و باعث کاهش افسردگی می شود. افزایش میزان سروتونین را مثلا پس از دویدن طولانی مدت، خوردن یک ظرف پاستا و وقت گذرانی با دوستان نزدیک و خانواده حس می کنیم. استرس و اضطراب ناگهانی، گرسنگی ناشی از کمبود کربوهیدرات و کم تحرکی باعث کاهش میزان سروتونین شده و انسان را دچار احساس افسردگی، تغییر مود و خستگی می کند.
اپی نفرین مسئول پاسخگویی به محرکها در زمان ترس و استرس است. افزایش میزان اپی نفرین باعث بالارفتن ضربان قلب، فشار خون و دمای بدن می شود و شبکه عصبی سمپات را تحریک و شبکه عصبی پاراسمپات را خاموش می کند. در زندگی امروزه، دیرکردن برای رفتن به سرکار، گیرافتادن در ترافیک، انجام چند کار بطور همزمان و گرسنگی باعث افزایش میزان اپی نفرین برای مقابله می شود. استرس یا اضطراب ناگهانی آنرا کاهش می دهد و باعث احساس خستگی جسمانی و مغزی، و افسردگی می شود. ورزش شدید میزان آن را بطور موقت افزایش می دهد، اما نرمش نه چندان سنگین می تواند باعث کاهش آن شود.
دوپامین مسئولیت تنظیم سیکل خواب را بعهده دارد. Jet lag بطور خاص نتیجه عدم بالانس دوپامین است. استرس و اضطراب ناگهانی، غم شدید، گرسنگی و کمبود رژیم کربوهیدرات و کمبود میزان سروتونین باعث کاهش دوپامین می شود. برعکس، افزایش سروتونین باعث افزایش دوپامین هم می شود.
اندورفین از بین برنده طبیعی درد در بدن است. دوندگان به این نکته توجه دارند که دردهایشان در طی دویدن کاهش می یابد. اندورفین حتی باعث عدم توجه به درد در هنگام فعالیت فیزیکی می شود. مصرف الکل باعث کاهش اثر اندورفین در هنگام ورزش می شود.
ورزش از هر نوع، تاثیر مثبت در ترشح هر چهار کمیکال بالا دارد.
فعالیت بدنی شدید، میزان اندورفین را بالا می برد. وزنه زدن، دوی سرعت، حرکات جهشی و درحالت کلی هر ورزشی که بر مبنای جهش و شروع و پایانهای ناگهانی بجای شدت متوسط ثابت باشد، اپی نفرین و آدرنالین را افزایش می دهد.
حرکات با شدت متوسط و کم، دویدنهای طولانی مدت، پیاده روی، شنا، یوگا، و ورزشهایی که بر مبنای استقامت هستند، میزان سروتونین را بالا می برند. دوپامین هم همانطور که گفته شد با تغییر میزان سروتونین تغییر می کند.
علائم افسردگی ناشی از کمبود دوپامین: کمبود انرژی، نبود انگیزه. احساس فرسودگی ناشی از نبود انرژی. اشتها برای مواد محرک مثل قهوه و کاکائو، کمبود احساس عصبانیت و اضطراب، عدم توانایی برای بیداری از خواب.
افزایش بیش از حد دوپامین در خون باعث برانگیختن احساس عصبانیت در مورد مسائلی است که در حالت عادی شخص را عصبی نمی کند.
علائم افسردگی ناشی از کمبود سروتونین: انرژی کافی (نه خیلی زیاد، متوسط)، احساس اینکه هیچ چیز آرامش بخشی در جهان وجود ندارد، احساس ترس، اشتها برای کربوهیدراتهای جامد بی مزه سفید مثل شیر، پنیر، موز.
تجربه شخصی: بنده چه در هنگام ورزش شدید و خیلی شدید، چه در هنگام ورزش متوسط، چه در هنگام بی ورزشی و بخور و بخواب، هیچ کدام از علائم بالا را مشاهده نکرده و کمافی السابق به زندگی خود ادامه داده ام. تغییرات مود در اینجانب به مسائل فکری و روحی برمی گردد و هرگونه تاثیر ورزش بر روان خودم را از همین تریبون تکذیب می کنم. اگر خیلی اصرار کنید، به معدودی موارد افزایش اضطراب پس از دویدنهای طولانی مدت می توانم اشاره کنم که می تواند کاملا بی ارتباط به ورزش باشد. خلاصه اینکه ورزش تقریبا هیچ اثری روی حال من ندارد. برعکس گفتگوهای سازنده،، سینما رفتن، تنهایی چیزی خواندن (کلا بعضی وقتها تنهایی)، با این بچه های بانمک هنگ اوت کردن، با دوستان خوب صحبت کردن، با افراد مثبت، خوش ذوق و با روحیه نشست و برخاست کردن، جاهای باحال رفتن، کارهای بامزه و خنده دار کردن و غیره باعث افزایش تمام موارد بالا و به تبع آن، هنگ اوت با آدمهای چرت، منفی و بی انگیزه، حرفهای مزخرف زدن، حرفهای علمی زدن :دی، گفتگو در مورد پروژه و فارغ التحصیلی و کار و گرین کارت و غیره و دیدن فیلمهای دیوید لینچ و سخنرانیهای رییس جمهور مملکت آریایی باعث افت ناگهانی تمام کمیکالهای بالا می شود.
پی نوشت: تو چه جور جانوری هستی؟ بابا دیگه ورزش که رو همه تاثیر داره!
منبع: یک عالمه وب پیج از اینور و انور، بجز ویکی پدیا چون خیلی تخصصی بود دیگه.


