البته درست که من این روزها کلا در مود آفتابه هستم و از شدت احساس بیخود بودن و غیر موثر بودن و بی فایده بودن سرشار!
اما!
یک اتفاقاتی این چند روزه افتاده که منو بیش از پیش برده توی کف خودم!
یعنی فقط هلاک همین هستم که از همون لحظه اول می دونم با کی چقدر دوست باشم و با کی چقدر فاصله حفظ کنم. بنابراین وقتی با یک آدمی لبریز از تمام فضایل اخلاقی راحت نیستم، یعنی نیستم، نپرسید چرا، چون بلاخره یک روز خودش نشون می ده که چرا (البته اگرهم بپرسید می تونم توضیح بدم ولی اخلاقی نیست).
این هم توصیه هایی از این پیر خردمند:
- برای آدمها چک لیست درست نکنید که از روی اون بفهمید چقدر خوبن یا بد. خوبی و بدی تعریف مشخص و استاندارد ندارن.
- به غریزه تون کاملا اطمینان کنید. گاهی وقتها حس نادرست منشا یک رفتار نادرسته که از طرف مقابل سرزده ولی توی ناخودآگاه شما مونده. تکرار اون رفتار اگر به حستون اطمینان کنید کمک می کنه که ذهنتون دلیل ناراحت بودن شما رو کشف کنه.
- با خودتون راحت باشید که از کسی خوشتون نیاد. لزومی نداره که از همه خوشتون بیاد و همه بنظرتون آدمهای خوبی بیان. احساس گناه نکنید اگر از کسی خوشتون نمیاد (به هر دلیل احمقانه و غیر احمقانه ای) و در عین حال احترام همه رو حفظ کنید.
- به مسائل اصلی توی رابطه توجه کنید نه فرعیات. مسائل اصلی رو منطق شما و غریزه و فطرت شما کشف می کنن در حالیکه مسائل فرعی رو عرف و کتاب و اصول اخلاقی و این قبیل مزخرفات تعیین می کنن.
- حساب و کتاب نکنید. بر مبنای فایده ای که افراد براتون دارن باهاشون ارتباط برقرار نکنید. متوقع نباشید.
- همونقدر که می گیرید سعی کنید بدید، حتی بیشتر. اما منتظر پس گرفتنش نباشید.
- صادق برخورد کنید. خیلی از ماها دروغ نمی گیم اما صادق هم نیستیم. یک مثال رایج صادق نبودن وقتیه که خودتون رو مجبور می کنید که محبت بیشتری بکنید. به خودتون هیچ وقت فشار نیارید که مودبتر و بهتر و با ملاحظه تر باشید. همیشه همون مقدار که حس می کنید نزدیک بشید نه کمتر نه بیشتر.
- همیشه و در همه حال حتی با صمیمی ترین نزدیکانتون حریم شخصی رو حفظ کنید.
- هرگز برای فرار از تنهایی به رابطه پناه نبرید.
- از آدم دروغگو و فضول بپرهیزید (البته این یک کم در تناقض با مورد 1 قرار می گیره!)
- به آدمها اطمینان کنید، بهشون فرصت بدید که خودشون باشن، در فشار قرارشون ندید و بهشون احترام بگذارید. اما به محض اینکه احساس کردید دوستشون ندارید یا از جنس شما نیستن، سریع فاصله بگیرید. هیچ وقت به هیچ آدمی دروغ نگید و اون رو توی این حس غلط که شما باهاش خیلی اوکی هستید قرار ندید.
- برای نهصد و نودمین بار، آدمی که دوست ندارید هم آدمه. بهش احترام بگذارید. با کلاس باشید. کارهای خاله زنکی و احمقانه از قبیل خالی کردن عقده های شخصی روی سر دشمنان (که متاسفانه در این فرهنگ گوگولی مگولی مون خیلی رایجه) انجام ندید.
- و برای هزارمین بار، به خودتون و به دیگران دروغ نگید. هیچ مدل دروغی.
من در این لحظه و تمام دیگر لحظات عمرم، مرده روابطم هستم. نوع آدمهای دو رو برم و حد و حدودم باهاشون انقدر دقیق تعیین و محاسبه می شه که خودم هم می مونم که چطور. به همین دلیله که اصولا من مینیمم ضربه و ماکزیمم فایده رو از نوع بشر می برم. و البته خدا توفیق بده که نوع بشر هم از من همینطور بتونن استفاده کنن.
جای شکرش باقیه که ما علیرغم اینکه توی ریسرچ هیچ نشدیم ( و توی یک چیز دیگه که نمی خوام هی یاد خودم بندازم که ناراحت شم) اما کماکان در حال بسط و گسترش توانایی برقراری ارتباطات بسیار عالی و بدون هیچ ضرر و زیان و فتنه و فساد هستیم. کم چیزی نیست والا!