… و نظم را زیباترین پدیده دنیا آفریدیم …

جولای 2, 2009

من تابحال فکر می کردم رابطه casual یعنی رابطه ای توش دو نفر به هم تعهدی ندارن. اینکه خودشون رو ملزم به رعایت قواعد رابطه جدی نمی دونن و از اینجور چیزها.

نمی دونستم یعنی این، حداقل از نظر تو یعنی این. یک چیز به این وحشتناکی و بی ربطی.

 

این پدیده ای که داره توی من اتفاق می افته اسمش هست: expansion of the world بطور کاملا جدی. یعنی آشنایی و تطابق با غیرعادی ترین و بی نظم ترین پدیده های دنیا. یعنی مواجهه و قبول بی قاعده ترین و توجیه ناپذیرترین وقایع طوری که به نظرت متعارفترینها بنظر بیاد. یعنی بی قاعدگی محض و به دنبال دلیلش نگشتن.

یعنی منطبق شدن طوری که دیگه حس غریبی به سراغت نیاد.

 

خیلی خوبه. ذهنم دیگه آزاد شده. به عقل و احساسم کاملا مسط شدم. کول شدم. راحت و بی دغدغه. بدون گرفت و گیر و تنش. اینروزها خیلی به پارسال همین روزها فکر می کنم … به همه جنگ درونیم برای فهم چیزهایی که می گذشت. برای درک تناقضات. الان دیگه مشکلی ندارم. تنشن از بین رفته. دیگه بحثی نیست، فهمی و قراری و پیش بینی ای و تحلیلی.

حالا فهمیدم برای بعضی پدیده ها، نادر یا مکرر (بسته به شانستون) هیچ قانونی نیست، هیچ تحلیل وجود نداره. همیشه باید منتظر غیر منتظره ها بود.

ممکنه که هیچ وقت با چنین موقعیتهایی روبرو نشید. به مسیر زندگی کاملا بستگی داره. ممکنه قانونهای طبیعی همیشه کار کنه براتون. اما اگر روزی روبرو شدید، پس از یک جنگ مغلوبه، تصمیم خواهید گرفت که دیگه به قانون و دلیل فکر نکنید. به معانی فکر نکنید، مثلا به معنی رابطه casual . چون ممکنه توی هیچ ویکی پدیایی اون چیزی که هست رو ننوشته باشه.

 

اما یک چیزی هم هست. برای چیزهایی که براتون مهمه نمی تونید به این نتیجه تن بدید. چیزهایی که مهمن لازمه که قابل پیش بینی باشن. قابل اطمینان باشن. بشه روشون حساب کرد.

 

دقیقا در نقطه ای که مطلب اهمیتشو از دست می ده است که به این نقطه می رسید.

 

يك پاسخ برايش بگذاريد