مردم چطوری انقدر به دوستهای بچگیشون، دوستهای دوره مدرسه، دوستهای قدیمیِ سالها فراموش شده انقدر علاقمندند؟
کلا نمی فهمم مردم چرا انقدر با خاطره هاشون زندگی می کنن؟ نمی دونم اصلا راست می گن یا دروغ. فکرشو بکن فلان دوست دوره راهنمایی من که همون موقعش هم هیچ حرفی با هم نداشتیم بزنیم چطور ممکنه دلش برای من تنگ شده باشه؟ یعنی دلش برای چیِ من دقیقا تنگ شده؟ اصلا اون چیزی که تو ذهن اون هست کیه؟ برای عکس من دلش تنگ شده؟ اصلا منو واقعا یادشه یا با بغل دستیم اشتباه گرفته؟ حالا اگر هم درست یادش باشه، چطور آدم دلش برای یک دختر بیمزه ساکت درسخون که هیچ نکته ای نداره و حداقل با شخص شما هیچ خاطره خاصی رو تقسیم نکرده تنگ میشه؟ اصلا دقیقا چی یادتونه از من؟ چون من که هیچ چیزی از شما یادم نیست. نه اینکه چیز خاصی یادم نباشه ها! اصلا هیچ چیزی یادم نیست. یکی دوتا هم نیستن. تابحال چندین بار این اتفاق برای من افتاده. بعد این سوالها چیه دیگه؟ کجایی و چکار می کنی و شوهر کردی و دوست پسر داری یا نه و غیره. چه اهمیتی داره؟ چه فرقی ایجاد می کنه در زندگی شما؟ شما زندگی کسی که همین الان داره اونطرف خیابونتون راه می ره براتون مهمه؟ خب منم همون آدم! N سال پیش یک قسمت کوتاهی از زندگی ما روی هم overlap داشته. هیچ تاثیری هم که شکر خدا روی زندگیهای همدیگه نداشتیم. اصلا گاهی وقتها اسم و قیافه همدیگه یادمون نمیاد. پس واقعا چه اهمیتی داره که چکار دارم می کنم.
انقدر دوست داشتم می فهمیدم منشا این ابراز علاقه ها چیه. آخه لامصب ها ما هیچ وقت شده در مورد خودمون با همدیگه صحبت کنیم؟ هیچ وقت همدیگه رو شناختیم؟ من هیچ وقت برای شما گریه کرده ام؟ هیچ وقت خنده های من رو دیدید؟ هیچ وقت ما مکالمه های راه دور طولانی آخر شب داشتیم؟ هیچ وقت ما با هم خرید رفتیم؟ هیچ وقت با هم مسافرت رفتیم؟ هیچ وقت کنار هم خوابیدیم؟ هیچ وقت با هم تو بارون رانندگی کردیم؟ هیچ وقت همدیگرو بغل کردیم؟ هیچ وقت دست به صورت همدیگه کشیدیم؟ هیچ وقت با هم شیطنت کردیم؟ هیچ وقت برای هم کادو خریدیم؟ هیچ وقت عشق رو با هم تقسیم کردیم؟ خوشی و ناخوشی رو؟ زندگی رو؟
اصلا هیچ وقت به همدیگه فکر کردیم؟ یاد همدیگه افتادیم؟
————————————————–
همیشه در حال زندگی کن و به آینده امید داشته باش. گذشته ای که چیزی برایت ندارد بسادگی آب خوردن فراموش کن. فقط درسها را بخاطر بسپار.
مغز ارزشمندتر از آن است که با خاطرات بی اهمیت پر شود. از ظرفیتش برای یادگیری استفاده کن، برای تغییر، برای رفع عیب ها، ضعف ها، دردها. فکر کن، تحلیل کن، استدلال کن و تصمیم بگیر که بهتر از قبل باشی.
با خاطره ها زندگی نکن. خاطره درس نیست، قرص خواب آور است. خلسه شیرین شاید. خلسه شیرینی که گذشته. و درد امروز تو را دوا نخواهد کرد.
همیشه در حال زندگی کن و به آینده امید داشته باش.


